تبليغاتX
"طرف حساب پرستار فقط خداست"

اين متن رو امروز يك دختر خانم 17 ساله كه با تشخيص سايكوز

 در بخش بستري شده بود بمن داد تصمیم گرفتم متن اش رو

در وبلاگ نوشته هام بزارم.....

 

 

شايد خانواده هايي كه يكي از اعضايشان به بيماري رواني مبتلا

هست بدانند كه اين مددجويان مظلوم هميشه چشم به راه يه

 نفر از عزیزانشان هستن كه به ملاقاتشون بيایند...........

 

جاده ها همچنان مي گذرد و شخصي به دنبال يار ميرود

سايه ها را ميپيمايد اما خبر از يار نيست

گلهار ا مي پيمايد اما خبر از شقايق نيست

چه كسي شكوفه ها را مي بويد

چه كسي آيينه ها را مي پيمايد تا به قناري رسد

 چه كسي رهگذران را ميپيمايد تا خبري از مرغ عشق بيابد

چه كسي سايه ها را طي مي كند تا به بهار برسد

چه كسي گلها را مي بويد تا از بهار خبري بيابد

روزها ميگذرد شب فرا ميرسد  اما خبر از يار نيست...

نميدونم امروز نگراني ات چي بود و چرا اين متن رو نوشتي و بمن دادي اميدوارم هر چه زودتر  گمشده ات  به دیدنت بیاد و تو از اینهمه چشم به راهی در بیایی...

 

موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت 12:10
انیشتین و راننده اش !

 

انيشتين براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه از راننده مورد اطمينان خود كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين او را هدايت مي كرد بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان شنوندگان حضور داشت به طوري كه به مباحث انيشتين تسلط پيدا كرده بود! يك روز انيشتين در حالي كه در راه دانشگاه بود با صداي بلند گفت كه خيلي احساس خستگي مي كند؟

راننده اش پيشنهاد داد كه آن ها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتين سخنراني كند چرا كه انيشتين تنها در يك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهي كه سخنراني داشت كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانستند او را از راننده اش تشخيص دهند. انيشتين قبول كرد، اما در مورد اين كه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از وي بپرسند او چه مي كند، كمي نگران بود. به هر حال سخنراني راننده به نحوي عالي انجام شد ولي تصور انيشتين درست از آب درآمد. دانشجويان در پايان سخنراني شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در اين حين راننده باهوش گفت: سوالات به قدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انيشتين از ميان حضار برخواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد به حدي كه باعث شگفتي حضار شد!


موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 21:41
سلام...
نميدونم امشب خيلي دلم گرفته.....متاسفانه از چيزهايي كه نه ميشه نوشت نه ميشه گفت.........

براي پرستار خيلي دردناكه كه زماني كه انتظار خوب شدن يك بيماررو داشته باشه  اما متاسفانه يه روز قبل مرخص شدن بيمارش ...........

آره روزها و ماهه و سالها رو پرستاران زحمت كش سپري ميكنند و اين در حالي هست كه متاسفانه

تعدادي از بيماران در محيط بيمارستانها فوت ميكنند و اما...اي كاش در بيمارستانها براي پرستاران يك

 مشاور در شيفتهاي مختلف بود تا انها را حمايت روحي ميكرد شايد جالب باشه اما پرستاري كه تمام

شيفت رو در بخش روانپزشكي سپري ميكنه ايا نياز به حمايت روحي نداره ايا نبايد ساپورت بشه ..آيا

نبايد....كاش ۱ روانشناس در بيمارستانها  مخصوص تيم بهداشتي و درماني حضور فعال داشت

مخصوصا در زمانهاي حادي كه پرسنل بهداشتي درماني با بحران روبرو ميشود

 

   "تقديم به پرستاران زحمت كش و گمنام بخشهاي روانپزشكي"

-        واژه ی ساده و زیبایی پرستار چه معنا دارد؟

پ:به پروانه پر سوخته از آتش عشق.

پ: به پیمان به خون بسته میان تو و من.

پ: به پرواز وفایی تو به تنهایی شب.

-        واژه ی ساده و زیبایی پرستار چه معنا دارد؟

ر:به روئیدن مهر از دل تو

ر: به رفتن زپی خدمت خلق

ر: به راهی که تقدس در اوست.

    آری، آری،

-        واژه ساده و زیبا پرستار چه معنا دارد؟

س:به سودای تو در عرصه ی عشق

س:به این سادگی نام تو، پرستاری تو

س:به آغاز سفر، سفری جانب تیمار دل خسته ی خلق

-        آری، این واژه زیبای پرستار پر از معنا نیست؟

ت:به تفریح تو در خدمت بی منت خلق

ت:به تاریخ درخشان تو در عرصه ی جنگ

ت:به تصویر پرستار به یک شاخه گل

-        آری، این واژه جانبخش پرستار، پر از زیبایی است.

آ:به آرامش جانها زتسلی شما

آ:به آزادی و ایمان و به ایثار شما

آ: به آیات خدایی که تو از آنهایی

-        آری این واژه ی زیبایی پرستار چه معنا دارد؟

ر:به رخشندگی چهره رخشان شما

ر:به رفتار نکوی تو به من

ر:به راهی که تقدس در اوست.

آری، این معنی اندک نبود لایق سيمای شفابخش پرستار

من به توصیف پرستار به این واژه ی کم دلگیرم

بیش از این، از تو پرستار سخن باید گفت

لیک، من نتوانم، نتوانم، نتوانم.......

 

موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 22:36
نقش جنسيت در رابطه با واكنش افراد بازمانده درحوادث
 
تحقیقات نشان داده که زنها خواه اینکه بچه ،بالغ یا بزرگسال باشند به نحو شدیدتری تحت تاثیر پی آمدهای
مشکل آفرین بحرانها قرار ميگيرند..
.  
 
 
دختران بطور ویژه در معرض اختلال استرس پس از سانحه هستند و 2 برابر نسبت به پسران در آسیب پذیرترندو تنها استثنا این است که امکان دارد مردها بیشتر الکل مصرف کنند و یا با اعتیاد روبرو باشند.بنابراین در امداد رسانی در بیمارستان دختران پررنگ ترند ودر اولويت رسيدگي بايد قرار گيرند.......
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 19:53
اثرات بلاياي طبيعي بر سلامت افراد و جامعه
  1.اثرات فیزیکی: انواع شکستگیها،پارگی بافت نرم،خونریزی داخلی و خارجی ،سوختگی و....
2.اثرات روانی : از دست دادن ارتباطات خودی،مشکلات
خلقی ،به فکر فرو رفتن ، افکار پرخاشگر ، افسردگی
PTSD
3. اثرات اجتماعی و فرهنگی : فقدان صمیمیت ، فقدان حس وابستگی به افراد،قطع ارتباط با دوستان و اعضای خانواده،دوری از محل زندگی
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 19:42
بحران
 
 تعریف:•بلا یا فاجعه عبارت از اتفاقات ناگهانی و مصیبت باری هستند که
 
الگوی زندگی افراد جامعه را مختل کرده و جان انسان ها را به خطر میاندازد
 
و صدمات متعددی را به بار می اورد .
 
 
 
گرد باد .طوفان.بالاآمدن اب و امواج ناشی از بالا آمدن آب وباد.تسونامی .زلزله .طغیان کوه آتشفشان.رانش زمین.کولاک برف یا خشکسالی در قسمتی از کشور.و یا بدون توجه به هر گونه آتش سوزی .سیل.یا انفجار در هر نقطه از کشور اطلاق میشود که به تشخیص رئیس جمهور سبب بروز خسارتهایی با سختی و شدت کافی شده و برای تخفیف آسیبها و خسارات و درد و رنجهای قربانیان نیازمند کمکهای بالقوه برای تامین منابع مورد نیاز از سوی دولتهای محلی و سازمانهای مبارزه با بحران می باشد
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 22:10
انواع مكانيسم هاي دفاعي

 

*سركوب:پس راندن وتبعيد غيرارادي افكار وانگيزه هاي ناپسند وتحمل ناپذير به درون ناخودآگاه ذهن را سركوب گوبند ودر حكم عمل مقدماتي كليه فعاليتهاي دفاعي رواني است.مانند سربازي كه درجنگ شاهد كشته شدن دوست خود بوده چنان ازاين صحنه ناراحت شده كه همه خاطرات ايام جنگ رافراموش مي كند.

*جبران: عبارت است از اغراق دريكي از مشخصات يا رفتارهاي شخصي به منظور كاستن از احساس حقارت- نقايص وكمبودهاي خويش. جبران ناتواني شخص رادر امري با توانايي اودر امر ديگري مي پوشاند وزياده روي در يك خصلت پسنديده باعث جبران يك خصلت ناپسند وترميم يك عقب ماندگي واقعي يا خيالي مي گردد.مثال:پسر يا دختري كه چهره جذابي ندارد شخصيت ورويه مطبوع ومطلوبي به دست مي آورد(جنبه مثبت)ويا كودكي كه احساس ناراحتي وطرد شدن مي كند ممكن است براي مهم جلوه دادن خويش خودستا ودروغگو شود.

*دليل تراشي:فرد براي توجيه اعمال ناگوار وپرلغزش خود به جستجوي علت هايي درخارج مي پردازدتا ار احساس گناه‘نگراني‘خودكم بيني وناراحتي خويش بكاهد.گاهي حقيقتي جزئي وجود دارد ولي چنان روي آن تاكيد مي كند كه انگيزه اصلي رفتاربر فرد پوشيده مي ماند. مثال: كاسب متقلب براي توجيه تقلب خود مي گويد كه مشتري نبايد اين قدر شاده لوح باشد.اين كارمن درس عبرتي خواهد بودكه حواسش راجمع كند.

*واكنش سازي:به كمك اين مكانيسم در فرد خصوصيات خلقي ورفتار خاصي پديد مي آيد كه معمولا نقطه مقابل تمايلات دروني شخص است به عبارتي سركوبي آرزوهاي ناپسند وخطرناك وايجاد خودآگاهانه آرزوها وخواستهايي كه كاملا باآنها مغايرت دارد وبيان مطالب وابراز علايقي كه با اميال وعلايق دروني وناخودآگاه فرد تضاد دارد به واكنش سازي تعبير مي شود.مثال:دختري كه زندگي اش را وقف مادر بيوه خود نموده وهر پيشنهاد ازدواجي را رد مي كند ممكن است  عملش واكنش مجازي آرزوي نهايي مرگ مادر باشد.

*جابجايي: بعضي اوقات تمايلي از هدف ومقصد اصلي خود منحرف گشته وبه صورت فريب ((من)) به صورتي دگرگون در عرصه خودآگاه نفوذ مي كند.

تمايلي كه در مواقع عادي واپس زده مي شود به كمك مكانيسم جابجايي به صورت هاي كاملا دگرگون وناشناخته اي به عرصه خودآگاه راه مي يابد. مثال:كودكي كه از والدينش عصباني شده با استفاده از اين مكانيسم  عروسكش را براي جانشيني اولياءخود انتخاب كرده وبا لگد زدن يا پاره كردن وسوزاندن آن خشم خود را بروز مي دهد.

*انكار: مكانسيمي است كه به وسيله آن عقايد‘آرزوها‘حقايق واعمالي كه براي خودآگاه غيرقابل تحمل است به طور ناخودآگاه وجود آنها انكار مي گردد به كمك انكار فرد خود را در مقابل مسائلي كه آگاهي از آنها برايش غيرقابل تحمل است حفاظت مي كند واز آن مسائل وحقايق مي گريزد.مانند: انكار حقايق تلخ زندگي روزمره . خانمي كه همسرش فوت نموده كماكان سرميز براي وي بشقاب قرار مي دهد گويي همسرش هنوز زنده است وبا عمل خود فوت همسرش را انكار مي كند.

*درون فكني: يعني نسبت دادن امور بيرون از وجود وخارجي به درون ذات.ذهن ناهوشيار ما تمايل دارد كه چيزهاي دل آزار را از خود براند وچيزهاي مطلوب ومورد علاقه را به درون خود ببريم.مثال: دختري از پدرش درطي بيماري طولاني ودردناك مواظبت كرده وپس از مرگ پدر دچار اين فكر شده است كه خودش هم به همان بيماري مبتلا گشته است. دختر در عالم ناخودآگاه نمي توانسته جدايي از پدر محبوبش را تحمل كند وبنابراين او را درون فكني كرده وخود را به جاي او گرفته است.

*فرافكني: مكانيسم متعادلي است كه از طريق آن شخص انديشه ها و افكار غير قابل پذيرش ويا تمايلات دروني وناخودآگاه خويش وهمچنين تقصيرها واشتباهات وبدكاري هاي خود را به ديگران نسبت مي دهد وبه اين وسيله موجبات رضايت خاطر وآرامش خود را فراهم سازد. مثال: بيماران رواني كه وسوسه هاي جنسي نامشروع دارند ديگران را به ناپاكي فكر وعقيده متهم مي كنند.

 

*تبديل:عبارت است از تغيير شكل دادن وتبديل محسوسات به تظاهرات حسي يا حركتي. به عبارتي به وسيله تبديل منازعه رواني وكشمكش هاي دروني به وقفه اي در فعاليت هاي حسي يا حركتي منجر مي گردد. معمول ترين مثال ها عبارتند از:بي حسي ها‘اختلال در راه رفتن‘ فلج عضلاني وكري وكوري هيستريك.

*تصعيد يا والايش:مكانيسم دفاعي با ارزشي است كه درآن تمايلات واپس زده وانرژي موجود در كشش ها وانگيزه هاي ابتدايي وغير قابل قبول  جامعه به صورت ديگر تغيير شكل داده و وارد خودآگاه مي شوند وتوجه وفعاليت شخص را راهنمايي نموده تا به طور آگاهانه اي اين انرژي ها صرف فعاليت هاي سازنده شود.تصعيد نوعي جابجايي است كه در آن هدف جابجايي حنبه سازندگي وخلاقيت دارد.معتقدند در سازمان رواني انسان تمايلات ارضاء نشده به مدد مكانيسم تصعيد به شكل ادبيات ‘نقاشي‘پيكر تراشي وموسيقي متجلي مي گردد. داوينچي نقاش مروف به دليل از دست دادن مادرش در دوران كودكي واحساس نياز به او باعث شده بود كه تصاوير زيادي از حضرت مريم ترسيم نمايد.

*بازگشت: به دليل اينكه فرد نمي تواند با واقع بيني وقدرت خلاقه با مشكلات وناكامي هاي محيط وبا منازعات  دروني ونيازهاي هيجاني واحساساتي مواجه گردد سير تكاملي وي توقف مي شود وبه سطح پايين تري از تكامل كه همان دوران كودكي است برمي گردد. دراين حالت روش ورفتار فرد حالت بچگانه وابتدايي به خود مي گيرد.مثال: كودكي كه در مدرسه  دچار مشكل وتنش گرديده براي ارضاء خود رفع استرس به عادت كودكي مكيدن انگشت يا جويدن ناخن برگشت مي كند.لج بازي ها ‘بدخلقي ها‘ رفتارهاي سبك سري‘كردن خويش‘گريه كردن نمونه هايي از اين رفتارهاي كودكي است.

موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 22:17
تكنيك هاي ارتباط درماني

 

ارائه روش هاي صحيح در برقراري ارتباط با بيماران است وبه ما كمك مي كند تا اين ارتباط مختل نشود.اين تكنيك ها شامل موارد زير مي باشد:

1-     برخورد اول با توجه به اضطراب زياد بيمار بسيار اهميت دارد

2-     جلب اعتماد واطمينان بيمار

3-     رازداري وگوش كردن به صحبت هاي بيمار

4-     دادن قول هاي قابل اجرا(حتي الامكان به بيمار قول نمي دهيم حتما عمل مي كنيم.)

5-     اجتناب از پرسش سوالات نامناسب نظير:

-سوالاتي كه حق انتخاب به بيمار مي دهد ولي او اجازه ندارد مثل((آيا دارو مي خوري؟))

- سوالاتي كه با چرا شروع مي شودمثل((چرا رفتي؟))

- سوالات بي ربط

6-پرسيدن سوالات باز نظير((كمي بيشتر در مورد احساساتت توضيح بده))

7-روشن كردن ابهامات.اين تكنيك زماني به كار مي رود كه گفته هاي بيمار مبهم باشد يا توضيحات كافي نباشد نظير((ممكن است دوباره آن را تكرار كنيد؟))

8-انعكاس.در اين روش صحبت هاي بيمار به او وترجيحا با كلمات مورد استفاده وي انعكاس داده مي شود مثلا بيمار مي گويد:((من به آدم هاي نادرستي اطمينان كردم))وپرستار مي گويد:((آدم هاي نادرست؟))

9-گوش كردن.گوش دان شيوه اي است كه در ارتباط درماني به كار مي رود.

10-بيان مجدد.اين تكنيك شبيه استراتژي انعكاس است يعني صحبت وكلمات بيمار را به خودش برمي گردانيم اما با كلمات جديدتر مثلا بيمار مي گويد:((من شب ها تا دير وقت بيدارم.))وپرستار اظهار مي دارد:((آيا شما اشكال در خوابيدن داريد يا درس مي خوانيد؟))

11-بازگو كردن مفاهيم تلويحي.اين شيوه به مشكلات بيمار اشاره دارد مثلا بيمار مي گويد:((كسي به ملاقات من نمي آيد.))وپرستار در پاسخ بيان مي دارد:((فكر مي كني كه به تو اهميت نمي دهند؟))

12-بيان احساسات.در اين روش برداشت هاي عاطفي به بيمار منتقل مي گردد مثلا پرستار مي گويد:((فكر مي كني امروز بهتر از قبل هستي؟))

13-تاكيد بر حقايق.براين اساس بايد از هر فرصتي جهت بيان حقايق استفاده نمود مثلابيمار مي گويد:((چه زماني مرخص مي شوم؟))پرستار جواب مي دهد:((وقتي بهتر شدي.))

14-ايجاد شك.در بعضي مواقع نمي توان صحبت بيمار را تاكيد يا تكذيب كرد كه در اينجا از استراتژي شك استفاده مي شود.به عنوان مثال بيمار دچار هذيان بزرگ منشي عنوان مي كند:((من فرعون هستم.)) پرستار مي گويد:((مطمئني؟)) ((جدي مي گويي؟))پرستار با اين روش بيمار را به فكر كردن وادار مي كند.

15-سكوت.سكوت در ارتباط درماني مفيد است زيرا به بيمار فرصت فكر كردن مي دهد. در صورت قطع شد آغاز گردد بلكه بايد از بيمار خواست در مورد آنچه كه فكر مي كرده صحبت نمايد

16- رويارويي.اين روش به منظور آشكار كردن طفره رفتن ها‘تعريف ها و افكاربيمار است.مثلا بيمار مي گويد:((اگر من در خانه باشم بهتر از خود مراقبت مي كنم.))وپرستار در پاسخ اظهار مي دارد:((در صورت بهبودي شما از بيمارستان ترخيص خواهيد شد))

17-اطمينان بخشي.اگر اطمينان بخشي به طور صادقانه وصحيح صورت پذيرد افزايش اعتماد بيمار به پرستار ورعايت دستورات درماني را در پي دارد اما در صورتي كه به طرز غلط انجام گيرد نقش مخربي در ارتباط خواهد داشت.مثلا در پاسخ به سوال يك بيمار كه مي پرسد:((آيا حال من خوب خواهد شد؟))پرستار نبايد بگويد:((بله حتما))بلكه بايد اظهار دارد كه ((من هرچه در توان دارم براي حصول سلامتي شما انجام ميدهم))

18-خلاصه كردن.در اين روش مطالب بيان شده حين مصاحبه يادآوري وجمع بندي مي شود كه اين مساله پرستار را مطمئن مي كند آنچه راكه شنيده در واقع همان است كه بيمار اظهار داشته است.

نكات مهم

*مصاحبه كننده در برابر بيمار رواني بايد مشاوري ماهر باشد.شنونده خوب بودن كافي نيست بلكه بايد تفسير كننده-درك كننده-وپاسخگوي خوبي نيز باشد.

*بهترين روش برقراري ارتباط با كودكان بازي درماني است.

*مهمترين اصل در ارتباط برقراري رابطه ي صحيح وتسهيل كننده شناخت خود وايجاد احساس امنيت واعتماد بين پرستاروبيمار است.

*ارتباط از اولين برخورد با بيمار آغاز مي شود.بايد در جلسه ي اول زمان خاتمه ي ارتباط درماني رابازگو كرد.

*قبول احساسات مثبت و منفي بيمار موجب بيان احساسات بيمار وكشف عوامل بيماري مي شود
موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 21:4
نكات قابل توجه جهت حضور در بخش هاي روانپزشكي در دوره هاي كارآموزي وكارورزی دانشجویان پرستاری

- یکی از مشکلات دانشجویان در ورود به بخش های روانپزشکی ترس و وحشت از بيماران رواني وبيمارستانهاي روانپزشكي است زيرا اغلب در كتاب ها‘فيلم ها وگفتگوهاي روزمره اين بيماران وبيمارستانهاي مربوط به آنان به شكل وحشتناك وترسناك براي ديگران توصيف شده اند وطبيعي است كه اين تجربيات شخصي وترس از ناشناخته ها مي تواند در موقعيت هاي جديد باعث افزيش سطح نگراني واضطراب دانشجو گردد.

-اغلب دانشجويان در برخورد با بيماران احساس عدم كفايت وشايستگي 

دارند.مخصوصا كه نقش هاي پرستار در بخش روانپزشكي با ساير بخش ها متفاوت است واين تهديدهاي نقش عمدتا ناشي از ناتواني براي پاسخ به اين سوال است كه آيا من قادرم به سوالات بيمار پاسخ دهم؟آيا من خواهم توانست به بيمار كمك كنم؟به خصوص كه در بخش هاي روانپزشكي بيماران از نظر تحصيلات ‘سن و سال‘طبقه اجتماعي اقتصادي‘توانايي ها وتجربه فردي ‘شرايط زندگي ونوع مشكلات بسيار متنوع اند واين امر احساس عدم لياقت وشايستگي وشك و ترديد را در دانشجو تشديد مي نمايد.بهترين روش كاهش اضطراب در دانشجو‘مطالعه پرونده ومراقبت براساس استانداردهاي پرستاري رواني است.

-ترس از صدمه وآسيب واقع شدن توسط بيمار‘منبع ترس و نگراني ديگري براي دانشجو است وناتواني براي يافتن پاسخي به اين سوال كه اگر بيمار حمله يا توهيني به جانب من نمود چه عكس العملي خواهم داشت؟ آيا قادرم كنترل خود را حفظ كنم؟ترس و نگراني نبايستي در چهره دانشجو نمايان شود زيرا به راحتي توسط بيمار قابل شناسايي است واين امر توان حرفه اي او را زير سوال مي برد.بلكه بايد آماده كنترل بيمار در مواقع تحريك باشد وخشم و عصبانيت را در وجود خود شناسايي وكنترل نمايد.

-ترس از طرد شدن از سوي بيمار وناتواني براي يافتن پاسخي براي اين سوال كه اگر مددجويي نخواهد با من صحبت كند چه اتفاقي مي افتد؟موضوع ديگري است كه در اين مرحله باعث اضطراب وتشويق دانشجو خواهد شد.اينكه پرستارقصد كمك داشته باشد واز سوي بيمار طرد شود احساس بسيار بدي را در پرستار ايجاد ما كند كه بايستي با ان مقابله نمود.

موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 10:40
خدا و كودك...

 

یکی بود یکی نبود..............

 

 

 

یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفره بودن. یه پسر کوچولو بود

 با مادر و پدرش. بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی

قصه ی ما میده. بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .. پسرکوچولو هی به مامان و

 باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسیدن که

پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره. اصرارهای

پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در

پشت در اتاق مواظبش باشن! پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی

سرش و گفت :

 داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی… به من  میگی قیافه ی خدا چه شکلیه ؟

 آخه من کم کم داره یادم میره...

موضوع:| لينک ثابت |
ارسال شده توسط قاسمی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 21:19

لينك باكس